دل نوشته های یک بچه هیئتی....

نوشته ها ی منو نقد کنید تا بهتر بنویسم....

دل نوشته های یک بچه هیئتی....

نوشته ها ی منو نقد کنید تا بهتر بنویسم....

دل نوشته های یک بچه هیئتی....

به امید ظهور. . .

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
  • ۰
  • ۰

تولدم

18 سال تمام شد و کرب و بلایت ندیده ام

اینگونه تولد را باید تسلیت گفت!


  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

محرم

غروب دلگیریست

مثل غروب جمعه ای که یار نیامده و تو هنوز منتظری

دیگر خبری از صدای موزیک های گوش خراش در خیابان نیست

انگار همه عاشق بودند و منتظر رسیدن زمان عاشقی

و حال شروع محرم است

شروع عاشقی.

  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

اربعین

اقا جان!
اربعینت مرا هم بخر
خریداری ندارم
میترسم انقدر در این شهر بمانم
که بوی گندم به کربلا هم برسد
  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

مادر...

"مادر"

لطفا از پهلو خوانده شود.

  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

مشکل اصلی

مشکل اصلی ما این است که نمیدانیم مشکل اصلی ما چیست!
  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

المپیک

هدف از تماشای بازی های المپیک 

دیدن بازیست

یا تماشاگران؟


  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

خواهر

تولده خواهرش بود

من که خواهر ندارم

ولی شنیده ام خواهر غمخوار برادر است

یا زینب

  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

نظر بدید

گاهی میخونید خوشحال میشیم نظر بدید 

  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

Vedaa

زانو هایم را بغل میگیرم

انگار دارم گناهانم را از چشم هایم بالا می اورم

تمام نمی شوند چرا؟

اشک هایم را میگویم

انگار قلبم مثل چشمه ای می جوشد

ماه هاست منتظر چنین لحظه ای بودم

پرچمت تکان میخورد

و من میلرزم

نگاهِ آخر است

چشم هایم از پرچمت سر میخورد

و به گنبد طلایی ات میچسبد

پلک هایم را در هم میفشارم

این اشک ها تمام شدنی نیستند

حق هم دارد دلِ وامانده ی من

حرف از جداییه نوکر از دربار ارباب است

چشمانم را میبندم

گنبدت را نمیبینم

ولی تو را حس میکنم

اینکه در تمام تاریکی ها هم کنارمی

حتی در همین تاریکی های شهر خودمان

با سلامی از صحن گوهرشادت خارج میشوم

شهرم با تو تاریک نخواهد بود

نگذار رهایت کنم

ارباب

  • mahdi ranjbar
  • ۰
  • ۰

میرم مشهد!

چندیست شوری دارم در دل خود

انگار باز چشم بر گناهانم بسته ای و دعوتم کرده ای

راستش را بخواهی اقا جان

از امدنم زیادی هم خوشحال نیستم

میترسم مثل قبل رضایی شوم و رضایی نمانم

میترسم مثل قبل تمام قول هایم را در گوهرشادت خاک کنم

میترسم.


  • mahdi ranjbar